عبد الحي الكتاني ( مترجم : عليرضا ذكاوتى قراگزلو )

78

نظام الحكومة النبوة المسمى التراتيب الادارية ( نظام ادارى مسلمانان در صدر اسلام ) ( فارسي )

من محمد عبد الله و رسوله الى هرقل عظيم الروم ، سلام على من اتبع الهدى اما بعد ، فانى ادعوك بدعاية الاسلام ، اسلم تسلم يؤتك الله اجرك مرّتين ، فان توليت فان عليك اثم اليرسين ، قل يا اهل الكتاب تعالوا الى كلمة سواء بيننا و بينكم الّا نعبد الا الله و لا نشرك به شيئا و لا يتخذ بعضنا بعضا اربابا من دون الله فان تولّوا فقولوا اشهدوا بانّا مسلمون ؛ از محمد بندهء خدا و فرستادهء او به هرقل ، بزرگ روم . سلام بر كسى كه هدايت را پيروى كند . اما بعد ، من تو را به پذيرفتن دعوت اسلام فرا مىخوانم . مسلمان شو تا در سلامت مانى و خداوند پاداش تو را دو بار بدهد و اگر روى بگردانى ، گناه همه كشتكاران ( رعايا ) بر عهدهء تو باشد . « بگو اى اهل كتاب بياييد و به سوى كلمه‌اى كه ما و شما در آن برابريم ، اينكه جز اللّه را نپرستيم و چيزى را شريك او نسازيم و بعضى از ما بعضى ديگر را به جاى خدا پروردگار [ خود ] نگيريم . هرگاه روى گرداندند ، بگوييد كه شاهد باشيد كه ما مسلمانيم » . ( 1 ) آخرين نامه پيغمبر ( ص ) كه تاريخ عينا براى ما حفظ كرده است در آخرين نوشته‌اى كه از پيغمبر ( ص ) باقى مانده ، زمينى را در شام به اقطاع تميم الدارى داده است . اين مكتوب از ديرباز مشهور ، و مورد توجه اهل حديث و تاريخ و فقه و غيره بوده است . در تاريخ ابن عساكر از ابو هند دارى روايت است كه ما شش نفر ( در سيره ابن هشام : هشت نفر ) بوديم كه نزد پيغمبر ( ص ) رفتيم : تميم بن اوس ، نعيم بن اوس ، يزيد بن قيس ، ابو هند بن عبد الله ، طيبة بن عبد الله ، فاكه بن نعمان ، و از پيغمبر ( ص ) خواستيم كه قطعه‌اى از زمين شام به ما اقطاع دهد . پيغمبر ( ص ) فرمود : هر جا كه شما بخواهيد . تميم گفت : به نظر من بيت المقدس و ناحيه آن را بخواهيم . ابو هند گفت : آن ملك عجم است و مىترسم اگر ملك عرب در آن واقع شود به انجام نرسد . تميم گفت : بيت جزين و ناحيهء آن . ابو هند گفت : اين از آن بزرگ‌تر است [ و اختلاف بزرگ‌تر مىشود ] . تميم گفت : پس كجا را بخواهيم ؟ ابو هند گفت : قريه‌هاى كه تلّى با آثار ابراهيم در آن هست . تميم گفت : راست گفتى . پس پيغمبر ( ص ) به آنها خبر داد كه چه گفته‌اند و بر چه چيز توافق كرده‌اند و رأى تميم را تأييد فرمود و پاره چرمى خواست و اين عهد را براى آنها نوشت : « بسم الله الرحمن الرحيم ، هذا كتاب ذكر فيه ما وهب رسول الله للدارييّن اذا اعطاء الله الارض . وهب لهم بيت عينون و جيرون و بيت ابراهيم به من فيهن ابدا . شهد عباس بن عبد المطلب و جهم بن قيس و شرحبيل بن حسنه و كتبه » . ابو هند گويد : آنگاه حضرت نامه را داخل منزل برد و پيچيد و دور آن نوارى بست و يكى دو گره زد و به ما داد ،